پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
203
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
اين تاريخ مؤيّد روايت ابن مردان نهاوندى است كه به موجب آن خرّاز پس از سال 285 / 898 درگذشته است . همهء اين آراء چندان مهمّ نيست ، ولى قاسم سامرّائى ، در پى استدلال خود ، چنين مىنويسد : اگر ما به كتاب ختم الاولياء بازگرديم ، مىبينيم كه ترمذى در آن برترى اولياء از انبياء را به نحوى قاطع انكار مىكند . آيا اين بدان معنى است كه عقيدهء او چنين است ؟ نه ، زيرا اگر مردم ترمذ ، نظر به عدم اهليّتشان در اين مسائل ، ممكن است در معنى حقيقى تعاليم او اشتباه كرده باشند ، نمىتوان قبول كرد كه خرّاز به ترمذى بر سر سخنى حمله كرده باشد كه او نگفته باشد . « در حقيقت ، مقايسهاى سريع ميان كتاب الكشف و البيان و كتاب ختم الاولياء به نحوى بسيار روشن به ما نشان مىدهد كه قصد خرّاز افكار ترمذى بوده است » ( ص 17 ) . در نتيجه ، سامرّائى تصوّر مىكند كه « از همهء اينها مىتوان اين حقيقت را استنباط كرد كه كتاب ختم الاولياء كه ما امروز در دست داريم ، همان كتابى كه ترمذى نوشته است نيست ، در آن دستكارى كردهاند تا ابهامى را كه به موجب آن ترمذى اولياء را برتر از انبياء دانسته است متوقّف كنند ؛ اگر غير از اين باشد ، آيا عنوان اثر خود كافى نيست كه محتواى حقيقى آن را نشان دهد ؟ » ( ص 18 ) . ما وظيفهء ردّ ترديدى چنين اساسى دربارهء كتاب ختم الاولياء را به مصحّح دقيق آن عثمان يحيى واگذار مىكنيم . از آنجا كه گفتههاى قاسم سامرّائى بر هيچ دليلى استوار نيست ، شك داريم كه عثمان يحيى بتواند در اين باره جوابى جز اظهار شگفتى بدهد . و اما دربارهء كتاب خرّاز بايد گفت كه نه تنها « مقايسهاى سريع » ، بلكه حتّى مقايسهاى بسيار مشروح هم نمىتواند نشانهاى دالّ بر اينكه او در اين كتاب به ترمذى پاسخ گفته است به دست دهد . بى گمان ، رسالهء او بر ضدّ صوفيانى نوشته شده است كه « اولياء را در مقامى برتر از مقام انبياء جاى مىدادند » ، ولى از آن چنين نتيجه گرفتن كه مقصود او ترمذى است ، در حكم تاريخ را به نحوى من عندى خواندن است . انديشهء برترى اولياء از انبياء به هيچ روى زاييدهء ذهن ترمذى نيست ؛ پيش از او در نزد رباح بن عمر القيسى ( متوفى در حدود 180 / 796 ) « 47 » و حتى در نزد عامر بن عبد قيس كه از او نزد عثمان خليفه شكايت بردند ، كه خود را برتر از ابراهيم دانسته است ، نيز ديده مىشود . « 48 » در زمان ترمذى و خرّاز اين انديشه ديگر از امور مألوفى بود كه دربارهء آن در مجالس صوفيان بحث مىشد . رسالهء خرّاز چه بسا براى آن نوشته شده باشد كه آن گروه از صوفيانى را كه دربارهء اين مسئله دچار اشتباه بودند روشن كند ، و بنابراين هيچ ربطى با اثر ترمذى
--> ( 47 ) . تحقيق ، ص 217 . ( 48 ) . نگاه كنيد به : سرّاج ، لمع ، چاپ آربرى ، ص 9 .